تبليغاتX
بازمانده

روز دیدار

و صدای باران و سکوتی دلگیر

و نوایی که تو را می خواند

 آه ای همدم ِ من زود بیا..!

یاد ِآن روز بخیر ، یاد ِ آن روز ِ سپید

یاد آن روز که دیدار ِ تو شد قسمت ِ من

یاد آن روز که نقاش ِ زمان

طرح ِ چشمانِ تو را

ساخت اندازه دیوار دلم

یاد آن روز بخیر ...

!! نوشته شده توسط بازمانده | 10:56 | پنجشنبه 3 شهریور1390 •

منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات اجتماعی 1389

منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات اجتماعی سال ۱۳۸۹ اعلام شد که از این طریق در اختیار علاقه مندان به ادامه تحصیل در این رشته قرار می گیرد.
لازم به ذکر می باشد استعلام این منابع از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی می باشد.
امیدوارم که داوطلبان با یک برنامه ریزی اصولی بتوانند کرسی تحصیل در این رشته را در سال آتی کسب نمایند.
با آرزوی هدفمندی و تلاش برای همه مشتاقان به تحصیلات تکمیلی

مبانی ارتباط جمعی ( 5 )                                                            

1.وسایل ارتباط جمعی (جلد یکم)                                                
 نویسنده : دکتر کاظم معتمدنژاد                                        

2.ارتباط شناسی : ارتباطات انسانی
   ( میان فردی ، گروهی ، جمعی )*نویسنده : دکتر مهدی محسنیان راد

3. جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی *نویسنده : ژان کازنو

4. حقوق مطبوعات ( جلد یکم ) *نویسنده : دکتر کاظم معتمدنژاد

5. مبانی ارتباطات جمعی *نویسنده: دکتر سیدمحمد دادگران

6. شناخت ارتباطات جمعی

نویسندگان : ملوین دلفور،اورت ای*دنیس/ مترجم : سیروس مرادی

7.جامعه اطلاعاتی :
 اندیشه های بنیادی ، دیدگاه های
انتقادی و چشم اندازهای جهانی *نویسنده: دکتر کاظم معتمدنژاد*ناشر: انتشارات مرکز پژوهش های ارتباطات

8. کاربرد نظریه های ارتباطات *نویسندگان : سون ویندال،بنو سیگنایزر،جین اولسون *مترجم:دکتر علیرضا دهقان

9.نظریه های ارتباطات
نویسندگان: ورنر سورین، جیمز تانکارد*مترجم: دکتر علیرضا دهقان
 

مبانی ارتباط جمعی ( 4 )

1.جامعه شناسی ارتباطات *نویسنده: دکتر باقر ساروخانی

2.مقدمه ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی*نویسنده: دکتر هرمز مهرداد

3.درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی*نویسنده: دنیس مک کوایل

4.یک جهان چندین صدا
نویسنده: شن مک براید*مترجم:ایرج پاد

5. نظریه های جامعه اطلاعاتی *نویسنده: فرانک وبستر*مترجم: دکتر اسماعیل قدیمی

اصول روزنامه نگاری(5)

1. روزنامه نگاری با فصلی جدید در بازنگری معاصر* نویسنده: دکتر کاظم معتمدنژادبا همکاری دکتر ابوالقاسم منصفی

2. خبر*نویسنده: دکتر یونس شکر خواه

3. روزنامه نگاری نوین *نویسندگان : دکتر نعیم بدیعی ، حسین قندی

4. روش های مصاحبه خبری * نویسنده: دکتر مهدی محسنیان راد

 

اصول روزنامه نگاری (4)

1.مقاله نویسی در مطبوعات *نویسنده: حسین قندی

2.روزنامه نگاری الکترونی *نویسنده: مایک وارد*مترجم : دکتر علی اصغر کیا

3.روزنامه نگاری حرفه ای ( مجموعه مقالات ) *به اهتمام : سید فرید قاسمی

4.شیوه نگارش فارسی در مطبوعات*نویسنده: شادروان حسین،عماد افشار

 

آمار و روش تحقیق (5)

1.تحقیق در رسانه های جمعی *نویسندگان : راجر دی .ویمر،جوزف آر.دومینیک

2.روش های تحقیق در علوم اجتماعی *نویسنده : ارل ببی  مترجم : افاضل

3.مبانی نظری و علمی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی *نویسنده: دکتر علی لاور

4. احتمالات و آمار کاربردی در روان شناسی و علوم تربیتی *نویسنده : دکتر علی دلاور

 

آمار و روش تحقیق ( 4 )

1.     روش هی آماری *نویسنده: دکتر کریم منصورفر

2.     کند و کاوها و پنداشته ها *نویسنده: دکتر فرامرز رفیع پور

 

تاریخ معاصر ایران و جهان ( 4 و 5 )

1.     از سید ضیاء تا بختیار * نویسنده:مسعود بهنود

2.     ایران بین دو انقلاب * نویسنده : یرواند آبراهامیان

3.     از صبا تا نیما * نویسنده : یحیی آرین پور

4.     تاریخ معاصر ایران* نویسندگان : گروه تاریخ دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی

5.     تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران * نویسنده: زنده یاد استاد محیط طبلطبایی

6.     مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروعیت * نویسنده: عبدالرحیم ذاکر حسین

7.     قدرت های جهان مطبوعات *نویسنده: مارتین واکر*مترجم : محمد قائد

 

 

!! نوشته شده توسط بازمانده | 9:56 | یکشنبه 21 شهریور1389 •

وزیر شدن خر

چند روز قبل مشغول مطالعه کتاب " ورق پاره های خواندنی " بودم  که تصمیم گرفتم برخی از مطالب خواندنی را برای شما نقل کنم .امیدوارم که لذت ببرید.

به نقل از روزنامه اخگر - اصفهان
سال 1321

روزی لینکلن رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا می گفت درباره پادشاهی که می خواست به نخجیر برود ، از وزیر پرسید : آیا گمان نمی کنید باران در خواهد گرفت ؟ وزیر پاسخ منفی داد. در راه موکب ملوکانه، دهقانی را دیدند بر خری نشسته ، دهقان چون دید پادشاه عزم به شکار رفتن دارد به او اندرز داد بازگردد  زیرا به زودی باران سختی درخواهد گرفت ، چندی نگذشت که باران گرفت و پادشاه و همراهانش را خیس و تر کرد. شاه با خشم به کاخ خود بازگشته وزیر را از مقام صدارت معزول کرد. پس روستائی را طلبیده از او پرسید: ای مرد، بگو ببینم از کجا دانستی که باران درخواهدگرفت.؟
دهقان پاسخ داد : شاها ، آن من نیم که این راز توانم دریافت ، این خر بود که مرا از این سر آگاه ساخت.
توضیح آنکه هرگاه خرک احساس بکند که عنقریب تر خواهد شد ، فورا گوش هایش را جلو کشیده ، از این حرکت دانستم که باران خواهد گرفت .پادشاه چون این قضیه بشنید ، دهقان را روانه خر کردو خر او را وزیر ساخت.لینکلن چون بدین جا رسید گفت : این عمل پادشاه ، یعنی گذاشتن خر به جای وزیر، کاری بسیار ناپسند و خطا بود. بعضی از شنوندگان از لینکلن پرسیدند: چرا خطا بود؟
لینکلن گفت : برای اینکه از آن روز هر الاغی تقاضای منصب و شغل می کند!!!!

!! نوشته شده توسط بازمانده | 12:51 | شنبه 13 شهریور1389 •

اسبی که به مقام قنسولی رسید

چند روز قبل مشغول مطالعه کتاب " ورق پاره های خواندنی " بودم  که تصمیم گرفتم برخی از مطالب خواندنی را برای شما نقل کنم .امیدوارم که لذت ببرید.

به نقل از روزنامه صبا  
سال 132۲

اصول دیکتاتوری و زورگویی در دنیا تازه پدید نیامده است.
در قدیم نیز نوابغ عظیم الشانی وجود داشتند که وقتی تصادفات خوب ، اختیار گروهی از مردم  را به دست آن ها می داد از ابلهانه ترین هوس های خود صرفنظر نمی کردند.
در تاریخ روم از این قبیل حوادث بسیار است. همه شنیده ایم که نرون فقط به هوس اینکه سوختن مردم را ببیند این شهر بزرگ را با همه ساختمان های با عظمت و زیبای آن آتش زد.
کالیگولا امپراتور دیگر روم عینا مانند نرون در پیروی از هوس های خود بی اختیار بود. این شخص تصمیم گرفت اسب خود را به یکی از بزرگترین مناصب دولتی روم یعنی مقام قنسولی برساند.
این فکر بسیار احمقانه و سخیف بود ولی در فضایل اداره مبارک مانعی وجود نداشت ، بدون تردید متملقان درباری وقتی این قضیه را شنیدند در فضائل اسب داد سخن دادند و شاعر آن عصر نیز چند قصیده در وصف او ساختند و کسانی هم پیدا شدند که این اسب را از لحاظ هوش و تعقل از همه مردم دنیا برتر خواندند.
اسب به مقام قنسولی رسید و یک صندلی در مجلس مشاور قنسول ها برای او خالی کردند.
اسب خوشبخت درکارهای دولتی دخالت می کرد و رای هم می داد. برای جلوگیری از سوءتفاهم باید بگوئیم که امپراتور به جای اسب رای میداد.
بلاهت و جنون امپراتور به جایی رسید که یک قصر بزرگ برای اسب ساخت ، یک ظرف مرمر زیبا به دستور امپراتور ساختند که اسب را در آن خوراک بدهند و یک ظرف طلا هم تهیه کردندکه قنسول دولت روم در آن شراب بنوشد.
بدین طریق اراده مبارک امپراتوری اسب را به مقام آدم رسانید و او را صاحب قصر کرد و آخور مرمر و جام طلا برای او آماده ساخت.
از این قبیل حوادث در تاریخ زیاد بوده است. گاهی نیز اراده امپراتور خرها را به مقام قنسولی رسانیده و آن ها را صاحب قصر و جام طلا کرده است.

!! نوشته شده توسط بازمانده | 12:49 | شنبه 13 شهریور1389 •

Ten Words

  The most selfish one-letter word *
    " I "
    Avoid it

  The most satisfying two-letter word*
    " We "
    Use it


  The most poisonous three- letter word *
     " Ego "
     Like it

  . The most used four-letter word *
    "  Love "
    Value it

  The most pleasing five-letter word * 
   " Smile "
   Keep it

  The most fastest spreading six-letter word *
    " Rumour"
    Ignor  it

  The hardworking seven-letter word *
    " Success"
    Achieve it

  . The most enviable eight-letter word *
    " Jealousy"
    Distance it

  The most powerful nine-letter word *
  " Knowledge"
  Acquire it

  The most divine ten-letter word *
     " Friendship"
     Maintain it

 

 

!! نوشته شده توسط بازمانده | 12:25 | شنبه 30 مرداد1389 •

دلقک


مردي نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت براي دكتر تعريف كرد .

دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر می خنداندت تا
غمت یادت برود .

مرد لبخند تلخی زد و گفت

من همان دلقکم...


!! نوشته شده توسط بازمانده | 14:23 | یکشنبه 24 مرداد1389 •

دل من گرفته زین جا

به کجا چنين شتابان؟

گون از نسيم پرسيد.

دل من گرفته زين جا!

هوس سفر نداري

زغبار اين بيابان؟

همه آرزويم اما چه کنم که بسته پايم.


 
به کجا چنين شتابان ؟

به هر آن کجا که باشد بجز اين سرا سرايم.

سفرت به خير اما

تو و دوستي خدا را

گر از اين کوير وحشت

به سلامتي گذشتي...

به شکوفه ها  


به باران

برسان سلام ما را.

 

«شفيعي کدکني»

******

آیا به جز خداوند که بر درون و برون بنده خویش ناظر است حاکم عادلی وجود دارد؟

بنده همان به که ز تقصیر خویش /  عذر به درگاه خدای آورد 
 ور نه سزاوار خداوندی اش /  کس نتواند که به جای آورد 

 
هر بنده ای که در این دنیای فانی حکم صادر می کند باید بداند که از دم الهی و ذات اقدس او اجازه زندگی دارد و هیچ حکمی بالاتر از حکم خداوند نیست و هیچ بنده ای را یارای بطلان خط نوشت آفریدگار نیست.پس هر آنکه خارج از عدل الهی حکم کند خود به خط نوشت پروردگار که عادل ترین حاکم است  تن در خواهد داد.
 گاهی از اینکه عاشقانه خدایم را دوست می دارم و با تمام وجودم درکش کرده ام و از اینکه می دانم خدا همواره دوستم داشته و تنها یاری دهنده ام است به خود می بالم و  تا آن دم  که از حرم این مهر الهی احساس آرامش می کنم مرا از جبر و بی عدالتی ها هراسی نیست.
!! نوشته شده توسط بازمانده | 11:33 | چهارشنبه 26 خرداد1389 •

تنها تو

هر پره ی علف
و هر دانه ی برف
فقط یک ذره با هم فرق دارند...
تو می دانی دو چیز مشابه وجود ندارد
از چیزی کوچک مانند دانه های شن
تا هر ستاره ی غول پیکر
همه و همه با این حقیقت در ذهن
تا همان چیزی باشند که هستند!
پس چه احمقانه است تقلید کردن
و چه بی فایده وانمود کردن !
از آنجا که هر کدام از ما از ذهنی می آییم
که ایده هایش هرگز پایانی ندارد
فقط یکی از من وجود دارد
تا نشان دهم چه می توانم بکنم
و همچنین تو هم باید احساس غرور و افتخار کنی
فقط یکی از تو وجود دارد
و این نقطه ای است که همه چیز شروع می شود.
با تو انسان محدود خارق العاده
!! نوشته شده توسط بازمانده | 13:22 | یکشنبه 16 خرداد1389 •

آرامش




پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را به تصویر بکشد.
نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از خورشید به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در چمن می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد. اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بودند. این تابلو با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت.اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :
آرامش چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل و بدون کار سخت یافت شود ، بلکه معنای حقیقی آرامش این است که هنگامیکه شرایط سختی بر ما می گذرد آرامش در قلب ما حفظ شود .

!! نوشته شده توسط بازمانده | 10:29 | سه شنبه 11 خرداد1389 •

اپرای عروسکی مولوی که من از از دیدنش با تمام وجود لذت بردم

!! نوشته شده توسط بازمانده | 12:31 | شنبه 11 اردیبهشت1389 •

RSS